تبلیغات
دودلداده دو عاشق

همه زندگی من تو بودی ....

پنجشنبه 12 مهر 1386

تا چشم ها را بستم
آرزویم تو شدی
فكر رفتن كردم
سمت و سویم تو شدی
تا كه لب وا كردم
گفتگویم تو شدی
در میان سكوت شبهایم
جستجویم تو شدی
زیر باران پر احساس خیال
شستشویم تو شدی
هركجا بودم من
پیش رویم تو شدی...
نازنین در تمام قصه های من
هیچ كس جز تو نبود
همه اویم تو شدی


mojtaba-baharam

ارسال شده در

دیدگاه ها : دیدگاه

نویسنده : مجتبی عاشوری

مظلوم ترازعلی (ع)

سه شنبه 10 مهر 1386

 

 

شهادت مظلومانه مولای متقیان حضرت علی (ع) را به پیشگاه ولی عصر(ع) وعموم شیعیان جهان تسلیت میگوییم. از طرف مدیران وب لاگ مجتبی و بهار

ارسال شده در

دیدگاه ها : دیدگاه

نویسنده : مجتبی عاشوری

تا به حال

دوشنبه 9 مهر 1386

تا به حال زیر نجوای باران زیسته ای ...
تا به حال زیر تپش های آسمان رقصیده ای
...
رقص هر لحظه به رنگ تنهایی
...
در سکوت مروارید های آسمانی
...
تا به حال هم رنگ این آسمان گشته ای
...
تا به حال هم صدای این سرود گشته ای
...
تا به حال گوش به این آسمان لاجوردی دوخته ای
...
این صدای گریه هر پری که دور افتاده از این همه زیبایی
...
زیبایی چشمان خیس تو ... زیبایی آن صورت درخشان تو ... زیبایی آن صدای گیرای تو
...
هر لحظه اشکی پشت اشکی می چکد
...
تا که شاید ببارد در نگاه ماه تو
...
تا که شاید پیوندی دهد دستان تو
...
در نگاه گم گشته این آسمان در دیدار تو
...
تا به حال زیر قطرات باران گم گشته ای
...
تا به حال در سکوت این همه نجوا بیدار گشته ای
...
این همان خواهش دیدار توست
...
این همان گم گشته امید در دیدار توست
.....

ارسال شده در

دیدگاه ها : دیدگاه

نویسنده : مجتبی عاشوری

عشق

شنبه 7 مهر 1386

زچشمت اگرچه که دورم هنوز *** پر از اوج و عشق و غرورم هنوز

اگــر غصه بارید از مـاه و سال *** به یاد گذشته صبورم هنوز

شـکستند اگر قاب یــاد مــرا *** دل شیشه دارم بلورم هنوز

ســفر چاره دردهایم نـشد *** پر از فکر راه عبورم هنوز

سـتاره شدن کار سختی نبود *** گذشتم ولی غرق نورم هنوز

پــر از خاطرات قشنگ توام *** پر از یاد و شوق و مرورم هنوز

اگر کوک ماهور با ما نســاخت *** پر از نغمه پاک شورم هنوز

قبول است عمر خوشی ها کم است ٫ ولی با توام پس صبورم هنوز

                              

  

ارسال شده در

دیدگاه ها : دیدگاه

نویسنده : مجتبی عاشوری

زیر باران

پنجشنبه 5 مهر 1386

زیر باران بیا قدم بزنیم            حرف نشنیده ای به هم بزنیم 

نو بگوییم ونو بیندیشیم           عادت کهنه را به هم بزنیم

و ز باران کمی بیاموزیم            که بباریم و حرف کم بزنیم

کم بباریم اگر ولی همه جا       عالمی را به چهره نم بزنیم

ارسال شده در

دیدگاه ها : دیدگاه

نویسنده : مجتبی عاشوری

عشق من به تو

دوشنبه 2 مهر 1386

عشق من به تو

مانند رود كوهستانی است

پیوسته و پایدار

عشق من به تو

شبیه تابش ابدی خورشید است

یا مانند دریا كه هرگز نمی آساید

امواج قوی و نجیبش

كه از آغوش بازش پیوسته می گذرد

عشق من به تو

مانند درختی است

كه در قلب ریشه كرده است

عشقی بی قید و شرط

حقیقی و ابدی

و خاموش نشدنی

مجتبی و بهار

ارسال شده در

دیدگاه ها : دیدگاه

نویسنده : مجتبی عاشوری

بهارم

جمعه 30 شهریور 1386

Uzaktayým
Beni çaðýrýyorsun
Yanýndayým
Beni çaðýrýyorsun
Ýçindeyim
Beni çaðýrýyorsun
Ýçimdesin
Avaz avaz baðýrýyorsun


 

ترجمه شعر :

دورها هستم
مرا میخوانی
کنارت هستم
مرا میخوانی
درونت هستم
مرا میخوانی
درونم هستی
مرا فریاد میکنی

ارسال شده در

دیدگاه ها : دیدگاه

نویسنده : مجتبی عاشوری

عشق من

جمعه 30 شهریور 1386

چشمه ای روشن از آفتاب را در نگاهت دیده ام

موج دریای عاشقی را در صدایت شنیده ام

و در کوچه بازار های عاشقی لحظا تی را همراهت پیمودم

و با تو تمام زندگی ام را شیرین  دیدم

لحظاتی سراسر شادی و خوشبختی

هنوز طعم نگاه شیرینت را در تمام وجودم احساس می کنم و

هنوز نگاه پر ز دردت را در هنگام سفر به یاد دارم

وتمام خاطراتت را همراه خود به این طرف و آن طرف می برم

هنوز تکه ای از نوشته ات را در درون آلبوم عکسم نگه داشته ام

تا در هنگام دلتنگی آن را ببویم

و هنوز هم با آنکه نیستی ولی دوستت دارم واز تو می نویسم

یگانه عشق من

 

ارسال شده در

دیدگاه ها : دیدگاه

نویسنده : مجتبی عاشوری

صفحات وبلاگ

1 - 2 - 3 - 4 - 5 - 6 - 7 - ... -

مطلب اخیر